کودکان کار


به چه فکر میکنی؟
در فکرت چیست

به فکر دستان خسته ات هستی؟



یا به فکر سنگینی کار؟



یا اینکه به فکر زخم های بدنت هستی؟



میخواهی در آینده چه کاره شوی؟
دکتر ، مهندس ، یا ..................



گناه شما نیست
گناه دولتمردانی است که به فکر خویش هستند
و به فکر سود و پول خود



میخواهم بدانم کسانی که باعث وبانی این کار هستند
آیا میتوانند شبها با خیال راحت بخوابند؟



آیا کسانی که میتوانند برای این بچه ها کاری بکنند و نمیکنند
آیا میتوانند با خیال آسوده سر بر روی بالشت خود بگذارند؟


خداوندا کفر نمی گویم.
پریشانم, دل پر آه و چشم گریانم.
خداوندا! این کودکان را بدون آنکه خود خواهند اسیر زندگی کردی
خداوندا!
اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای تکه نانی
بزیر پای نامردان بیندازی و
شب آهسته و خسته
تهی دست و زبان بسته
بسوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر میگوی، نمیگوی؟
خداوندا!
اگر روزی بشر گردی,
ز حال بندگانت باخبر گردی,
پشیمان میشوی از این خلقت
خداوند!
تو میدانی که انسان بودن و ماندن, دراین دنیا چه دشوار است
چه رنچی میبرد آنکس که انسان است و از احساس سر شار است



اینجا کارگاه است
کارگاه خشت پزی در حومه ی کابل
و این کودکان از 8 صبح الی 5 بعدظهر سر کار هستند
آری اینجا افغانستان است . . .